close
تبلیغات در اینترنت
دعای صباح
فرهنگی و ورزشی و مذهبی
گوگل شهرستان بم
تعداد بازدید : 156
تاريخ : شنبه 25 تير 1390 | درباره : دعای صباح ,
1. افتضاح | 2. بد | 3. متوسط | 4. خوب | 5. عالی | 6. توپ |

دعای صباح

دعاي صباح

به نام خداى بخشاينده مهربان

اَللّهُمَّ يا مَنْ دَلَعَ لِسانَ الصَّباحِ بِنُطْقِ تَبَلُّجِهِ وَسَرَّحَ قِطَعَ الّلَيْلِ

خدايا اى آسى آه بيرون آشيد زبان صبحدم را به بيان تابناك آن و پراآنده ساخت پاره هاى شب

الْمُظْلِمِ بِغَياهِبِ تَلَجْلُجِهِ وَاَتْقَنَ صُنْعَ الْفَلَكِ الدَّوّارِ فى مَقاديرِ

تاريك را با آن توده هاى سياه سرگردانى آه داشت و محكم ساخت ساختمان اين چرخ گردون را در اندازه ها

تَبَرُّجِهِ وَشَعْشَعَ ضِيآءَ الشَّمْسِ بِنُورِ تَاَجُّجِهِ يا مَنْ دَلَّ عَلى ذاتِهِ

و گردشهاى زيبايش و پرتو افكن ساخت تابش خورشيد را با نور فروزان و گرم آن اى آه راهنمايى آرد بر خودش

بِذاتِهِ وَتَنَزَّهَ عَنْ مُجانَسَةِ مَخْلُوقاتِهِ وَجَلَّ عَنْ مُلاَّئَمَةِ آَيْفِيّ اتِهِ ي ا

به خودش و منزه است از هم جنسى (و مشابهت با) مخلوقاتش و برتر است از سنخيت يا چگونگيهاى عالم خلقت

اى

مَنْ قَرُبَ مِنْ خَطَراتِ الظُّنُونِ وَبَعُدَ عَنْ لَحَظاتِ الْعُيُونِ وَعَلِمَ بِما

آسى آه نزديك است به گمانهايى آه (درباره او) بر دل خطور آند ولى دور است از چشم انداز ديدگان و مى داند

آنچه را

آانَ قَبْلَ اَنْ يَكُونَ يا مَنْ اَرْقَدَنى فى مِهادِ اَمْنِهِ وَاَمانِهِ وَاَيْقَظَنى

شود پيش از شدنش اى آسى آه مرا در گهواره آسايش و امنيت خود به خواب برد و براى استفاده از نعمتها

اِلى ما مَنَحَنى بِهِ مِنْ مِنَنِهِ وَاِحْسانِهِ وَآَفَّ اَآُفَّ السُّوَّءِ عَنّى بِيَدِهِ

و بخششهاى بيدريغش آه به من ارزانى داشته بيدارم آرد و پنجه هاى بدخواهان را بدست قدرت

وَسُلْطانِهِ صَلِّ اللّهُمَّ عَلَى الدَّليلِ اِلَيْكَ فِى اللَّيْلِ الاْلْيَلِ وَالْماسِكِ

و سلطنت خويش از من بازداشته درود فرست بر آن راهنماى به سوى تو در شب بسيار تار (جاهليت ) و آن آس

آه در

مِنْ اَسْبَابِكَ بِحَبْلِ الشَّرَفِ الاْطْوَلِ وَالنّاصِعِ الْحَسَبِ فى ذِرْوَةِ

ميان اسباب و وسائل تو بلندترين ريسمان شرف را گرفت و آن آس آه حسب پاك و خالصش بر بلندترين

الْكاهِلِ الاْعْبَلِ وَالثّابِتِ الْقَدَمِ عَلى زَحاليفِها فِى الزَّمَنِ الاْوَّلِ

شانه هاى مردان عالم قرار داشت و آن ثابت قدم بر روى لغزشگاهها در آن زمان پيشين

وَعَلى الِهِ الاْخْيارِ الْمُصْطَفَيْنَ الاْبْرارِ وَافْتَحِ اللّهُمَّ لَنا مَصاريعَ

و بر خاندان نيكوآار برگزيده خوش آردارش و بگشا براى ما خدايا لنگه هاى در

الصَّباحِ بِمَفاتيحِ الرَّحْمَةِ وَالْفَلاحِ وَاَلْبِسْنِى اللّهُمَّ مِنْ اَفْضَلِ خِلَعِ

بامدادان را به آليدهاى رحمت و رستگارى و بپوشانم خدايا از بهترين خلعتهاى

الْهِدايَةِ وَالصَّلاحِ وَاَغْرِسِ اللّهُمَّ بِعَظَمَتِكَ فى شِرْبِ جَنانى

هدايت و شايستگى و بجوشان خدايا به عظمت خويش در جويبار دلم

يَنابيعَ الخُشُوعِ وَاَجْرِ اللّهُمَّ لِهَيْبَتِكَ مِنْ اماقى زَفَراتِ الدُّمُوعِ

چشمه هاى خشوع و جارى ساز خدايا براى هيبتت از گونه هايم مشكهاى اشك

وَاَدِّبِ اللّهُمَّ نَزَقَ الْخُرْقِ مِنّى بِاَزِمَّةِ الْقُنُوعِ اِلهى اِنْ لَمْ تَبْتَدِئْنِى

و ادب آن خدايا سبك مغزى و تندخويى مرا به مهارهاى قناعت (يا خوارى در سؤ ال ( خدايا اگر در ابتدا

الرَّحْمَةُ مِنْكَ بِحُسْنِ التَّوْفيقِ فَمَنِ السّالِكُ بى اِلَيْكَ فى واضِحِ

رحمت تو از روى حسن توفيق به سراغ من نمى آمد پس چه آسى بود آه مرا در اين

الطَّريقِ وَاِنْ اَسْلَمَتْنى اَناتُكَ لِقاَّئِدِ الاْمَلِ وَالْمُنى فَمَنِ الْمُقيلُ

راه روشن بسويت آرد و اگر حلم و بردبارى تو مرا بدست آرزو و ميل سرآش سپارد پس چه آسى

عَثَراتى مِنْ آَبَواةِ الْهَوى وَاِنْ خَذَلَنى نَصْرُكَ عِنْدَ مُحارَبَةِ النَّفْسِ

لغزشهاى مرا از زمين خوردنهاى هوا و هوس ناديده بگيرد و اگر در هنگام جنگ با نفس

وَالشَّيْطانِ فَقَدْ وَآَلَنى خِذْلانُكَ اِلى حَيْثُ النَّصَبِ وَالْحِرْمانِ اِلهى

و شيطان يارى تو نباشد مسلماً همان يارى نكردنت مرا بدست رنج و حرمان سپارد خدايا

اَتَرانى مآ اَتَيْتُكَ اِلاّ مِنْ حَيْثُ الاْمالِ اَمْ عَلِقْتُ بِاَطْرافِ حِبالِكَ اِلاّ

تو بخوبى مرا مى بينى آه نزدت نيامدم جز از راه آرزوها (و آنها بود آه مرا به درگاهت آورد) يا شده آه بسر رشته

هاى فضل

حينَ باعَدَتْنى ذُنُوبى عَنْ دارِ الْوِصالِ فَبِئْسَ الْمَطِيَّةُ الَّتِى امْتَطَتْ

و آرمت چنگ زنم جز وقتى آه گناهانم مرا از خانه وصال دور سازد پس چه بد مرآبى است اين مرآب

نَفْسى مِنْ هَواها فَواهاً لَها لِما سَوَّلَتْ لَها ظُنُونُها وَمُناها وَتَبّاً لَها

هوا و هوس آه نفس من بر آن سوار شده پس واى بر اين نفس آه گمانهاى باطل و آرزوهاى بيجايش در نزد او

جلوه آرد و

لِجُرْاَتِها عَلى سَيِّدِها وَمَوْليها اِلهى قَرَعْتُ بابَ رَحْمَتِكَ بِيَدِ

نابود باد آه بر آقا و مولاى خويش دليرى آرد خدايا من در رحمتت را بدست اميدم

رَجاَّئى وَهَرَبْتُ اِلَيْكَ لاجِئاً مِنْ فَرْطِ اَهْواَّئى وَعَلَّقْتُ بِاَطْرافِ

آوبيدم و از فرط هواهاى نفسانى به حال پناهندگى بسوى تو گريختم و بند آردم بسر رشته هاى

حِبالِكَ اَنامِلَ وَلاَّئى فَاْصْفَحِ اللّ- هُمَّ عَمّ ا آُنْتُ اَجْرَمْتُهُ مِنْ زَلَلى

آرمت انگشتان دوستى ام را پس درگذر خدايا از جرمهايى آه من از روى لغزش

وَخَطاَّئى وَاَقِلْنى مِنْ صَرْعَةِ [رِدآئى ] فَاِنَّكَ سَيِّدى وَمَوْلاىَ

و خطا آردم و نگاهم دار از حمله بيماريم (آه دچار گشته ام ) زيرا آه تويى آقا و مولايم

وَمُعْتَمَدى وَرَجائى وَاَنْتَ غايَةُ مَطْلُوبى وَمُناىَ فى مُنْقَلَبى

و تكيه گاه و اميدم و تويى منتهاى خواسته و آرمانم در دنيا

وَمَثْواىَ اِلهى آَيْفَ تَطْرُدُ مِسْكيناً الْتَجَاءَ اِلَيْكَ مِنَ الذُّنُوبِ هارِباً

و عقبايم خدايا چگونه برانى از درگاهت بيچاره اى را آه در حال فرار از گناهان به تو پناه آورده

اَمْ آَيْفَ تُخَيِّبُ مُسْتَرْشِداً قَصَدَ اِلى جَنابِكَ ساعِياً اَمْ آَيْفَ تَرُدُّ

يا چگونه نوميد سازى راه جويى را آه شتابان آهنگ حضرت تو را آرده يا چگونه بازگردانى

ظَمْئانَ وَرَدَ اِلى حِياضِكَ شارِباً آَلاّ وَحِياضُكَ مُتْرَعَةٌ فى ضَنْكِ

تشنه اى را آه براى نوشيدن (آب ) بر سر حوضهاى تو آمده نه هرگز چنين نخواهى آرد با اينكه حوضهاى پرفيضت

الْمُحُولِ وَبابُكَ مَفْتُوحٌ لِلطَّلَبِ وَالْوُغُولِ وَاَنْتَ غايَةُ الْمَسْئُولِ

در سخت ترين خشكساليها لبريز است و در خانه ات براى خواستن و ورود در آن باز است و تويى انتهاى خواسته

وَنِهايَةُ الْمَاْمُولِ اِلهى هذِهِ اَزِمَّةُ نَفْسى عَقَلْتُها بِعِقالِ مَشِيَّتِكَ

(خواستاران ) و منتهاى آرزوى (آرزومندان ) خدايا اين مهارهاى نفس من است آه به پاى بند مشيت تو آنها را بستم

وَهذِهِ اَعْباَّءُ ذُنُوبى دَرَاْتُها بِعَفْوِكَ وَرَحْمَتِكَ وَهذِهِ اَهْوآئِىَ الْمُضِلَّةُ

و اين است بارهاى سنگين گناهانم آه به اميد عفو و رحمتت بر زمين نهادم و اين است هوسهاى گمراه آننده ام

وَآَلْتُها اِلى جَنابِ لُطْفِكَ وَرَاْفَتِكَ فَاجْعَلِ اللّهُمَّ صَباحى هذا ناِزلاً

آه به آستان لطف و مهرت سپردم پس اى خدا اين بامداد مرا چنان مقرر آن

عَلَىَّ بِضِياَّءِ الْهُدى وَبِالسَّلامَةِ فِى الدّينِ وَالدُّنْيا وَمَساَّئى جُنَّةً مِنْ




ارسال توسط علی گوری